.
 

 
 

 
 
 

 
.
 
 


مدیر وبلاگ:

نویسندگان :

» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

RSS
 
گناباد شهر علم و دانش و پویایی
موضوع : نویسنده    تاریخ ارسال پنجشنبه 17 فروردین 1391 در ساعت 01:33 ب.ظ


  ...
.:: نظرات() ::.
 
چقدر قلبت زیباست
موضوع : نویسنده    تاریخ ارسال چهارشنبه 23 فروردین 1391 در ساعت 03:03 ب.ظ

روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو ،به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمی

با تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان، ای خورشید خاموش نشدنی
همچو یک رود که آرام میگذرد،عشق ما نیز آرام میگذرد و تویی سرچشمه زلال این دل
ساعت عشق مان تمام لحظه های زندگیست ،ثانیه هایی که پر از عطر و بوی عاشقیست
ای جان من ،مهربانی و محبتهایت،وفاداری و عشق این روزهایت،امیدی است برای خوشبختی فردایت
میدانم همیشه همینگونه که هستی خواهی ماند،مثل یک گل به پاکی چشمهایت،به وسعت دنیای بی همتایت
هوای تو را میخواهم در این حال دلتنگی،امواجی از یاد تو را میخواهم در دریای خاطره های به یادماندنی
همنفسمی، ای که با تو یک نفس عاشقم
همزبانمی، ای که با تو یک صدا برایت احساسات عاشقانه ام را میگویم
حرفی نمانده جز سکوت بین من و چشمانت، که در این سکوت میتوان یک دنیا عشق را خواند
چه با شوق میخوانم چشمانت را و چه عاشقانه گرفته ایم دستهای هم را
گفتی دستهایم گرم است، گفتم عزیزم این چشمهای تو است که مرا به آتش کشیده است
همه ی دنیا فریاد عشق ما را شنیده است،هنوز هم نگاهم به نگاهت دوخته است،
چقدر قلبت زیباست...
چه بی انتهاست قصر عشق تو و من چه خوشبختم از اینکه اینجا هستم ، در کنار تو
تویی که برایم از همه چیز بالاتری و از همه کس عزیزتر
میخوانمت تا دلم آرام بماند


  ...
.:: نظرات() ::.
 
نخند
موضوع : نویسنده    تاریخ ارسال دوشنبه 21 فروردین 1391 در ساعت 03:02 ب.ظ
به سر آستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ، ارباب 

نخند 

به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری 

نخند 

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند. 

نخند 

به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده 

نخند 

به دستان پدرت، 

به جارو کردن مادرت، 

به همسایه ای که هر صبح نان سنگک می گیرد، 

به راننده ی چاق اتوبوس ، 

به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سردارد، 

به راننده ی آژانسی که چُرت می زند، 

به پلیسی که سر چهار راه با کلاه صورتش را باد می زند، 

به مجری نیمه شب رادیو، 

به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد، 

به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند، 

به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد، 

به پارِگی ریز جوراب کسی در مجلسی، 

به پشت و رو بودن چادر پیرزنی درخیابان، 

به پسری که ته صف نانوایی ایستاده، 

به مردی که در خیابانی شلوغ ماشینش پنچر شده، 

به مسافری که سوار تاکسی می شود و بلند سلام می گوید، 

به فروشنده ای که به جای پول خرد به تو آدامس می دهد، 

به زنی که با کیفی بر دوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی، 

به هول شدن همکلاسی ات پای تخته، 

به مردی که دربانک از تو می خواهد برایش برگه ای پرکنی، 

به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی، 

نخند 

نخند ، دنیا ارزشش را ندارد که تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی 

که هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند 

آدمهایی که هر کدام برای خود و خانواده ای همه چیز و همه کسند! 

آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند، 

بار می برند، 

بی خوابی می کشند، 

کهنه می پوشند، 

جارمی زنند 

سرما و گرما می کشند، 

وگاهی خجالت هم می کشند،…….خیلی ساده
  ...
.:: نظرات() ::.
 
یا علی گفتیم و وبلاگ آغاز شد
موضوع : نویسنده    تاریخ ارسال پنجشنبه 17 فروردین 1391 در ساعت 12:48 ب.ظ
سلام بر عزیزان خوبید؟
ایام به کامه؟
لابد دلخورید از غیبت مون؟
خوب مشکلی بود که به لطف خدا  برطرف شد. کسانی هستند که دوست ندارند مدرسمون وبلاگ داشته باشه.
ببینید خانوما... من ترجیح میدم که برای گفتن حقیقت همیشه پنهان بمونم.
خوب آماده اید سال نو رو با وبلاگ نو شروع کنیم؟
یا علی گفتیم و وبلاگ آغاز شد...

  ...
.:: نظرات() ::.
 

عناوین آخرین مطالب بلاگ من

 
 
 

  .:: Design By : wWw.Theme-Designer.Com ::.